در روز جهانی کودک، ما خیابان را نه به عنوان یک مسیر عبور، که به عنوان یک کلاس درس دیدیم. با نصب پرینتهای بزرگ بر شیشهی خودروها، زاویهی دیدِ شهر را تغییر دادیم. پیامها از زبان کودکان و خطاب به بزرگترهایی بود که هر روز در ترافیکِ دروس، شهر را میسازند. این یک یادآوریِ آرام بود: آلودگی، ترافیک و بیتوجهی به محیطزیست، پیش از آنکه مسئلهی امروزِ ما باشد، میراثِ فردایِ آنهاست.
باشگاه گوزن زرد از دل یک باور شکل گرفت: استعداد، اگر دیده و حمایت شود، میتواند به استاندارد تازهای در ورزش زنان ایران تبدیل شود.
امروز این تیم یکی از چهرههای جدی راگبی بانوان در کشور است و حضوری مؤثر در ترکیب تیم ملی دارد.
یک سازهی شهری موقت برای طرح یک پرسش ساده: تهران چقدر از طبیعت فاصله گرفته است؟
این ایستگاه با ۱۴ فریم نمایش، گفتگویی عمومی دربارهی درخت، فضای سبز و مسئولیت جمعی ایجاد میکند.
آکادمی مورفلور برای استانداردسازی و ارتقای دانش تئوریک صنعت چوب راهاندازی شد؛ جایی برای محتوای دقیق، قابل اتکا و قابل ادامهدادن.
هدف، کوتاهکردن مسیر آزمونوخطا و تبدیل تجربههای پراکنده به دانشی منسجم است؛ تا تحقیق و تولید بتوانند روی یک پایه مشترک رشد کنند.
مورفب نهاد حمایت علمی و مالی مورفلور برای شناسایی و پشتیبانی از ایدهها و پژوهشهای مرتبط با معماری، تکنولوژی و مهندسی ساخت است.
تمرکز آن بر رساندن طرحهایی است که در سطح دانشگاهی یا نظری متوقف ماندهاند، به مرحلهی توسعه، اجرا و در برخی موارد تجاریسازی.
اولین اجرای این سیستم، با یک فرم مستطیلیِ بسته و دو بازشو برای ورود، ساخته شد؛ حجمی روشن و منظم که بر منطق سازه و خوانایی فضا تکیه داشت.
این غرفه نخستین تجربهی عملیِ زبانی بود که بعدتر میتوانست به فرمهای دیگر گسترش پیدا کند: دقیق، قابلمونتاژ و دور از ساختوسازهای یکبارمصرف نمایشگاهی.
در میدکس ۱۴۰۳، حضور مورفلور بهجای یک غرفهی متعارف، به یک امتداد معمارانه در مقیاس نمایشگاه بدل شد: دیواری به طول ۳۰ متر که همچون یک افق ساختهشده، ریتم، مکث و حرکت را در امتداد خود سازمان میداد.
در کنار فریمها و سازه، پنلهای چرمی به پروژه کیفیتی متریالمحور و موقر میبخشیدند؛ حضوری آوانگارد که بهجای نمایش صرف، بر ابهت، دقت اجرایی و قدرت فضاسازی تکیه داشت.
در صما ۱۴۰۳، مورفلور با غرفهای در مقیاسی جمعوجور اما با بیانی خلاقانه حاضر شد؛ فضایی که با وجود گشودگی، از طریق پوستههای دوجداره مرز میان درون و بیرون را بازتعریف میکرد.
غرفه همزمان باز و محصور بود؛ لایهها در یکدیگر نفوذ میکردند و کیفیتی میانجی میان نمایش، عبور و مکث میساختند. این پروژه همچنین نخستینبار بود که تیرهای خم و غیرخطی وارد زبان سازهای مورفلور شدند و به فضا نرمی، حرکت و پیچیدگی بیشتری بخشیدند.
در آیدکس 1404، مورفلور با یک دیوارِ واحد در فضای باز حاضر شد؛ حضوری مینیمال که بهجای ساختن حجم، بر «یک سطح» بهعنوان بیان اصلی تکیه داشت.
در بستر کاخ نیاوران، این دیوار به یک قاب مستقل تبدیل شد: نقطهای برای مکث، مواجهه، و خوانش متریال در نسبت مستقیم با نور و هوای آزاد.
در ترمه ۱۴۰۴، غرفه با دیوارهایی شکل گرفت که بهجای سطحِ پیوسته، با برشهایی معمارانه تعریف میشدند؛ شکافهایی حسابشده که نور، دید و حرکت را درون پوسته تنظیم میکردند.
این برشها دیوار را از «مرز» به «ابزار فضاسازی» تبدیل کردند؛ حضوری دقیق، کمادعا و بهشدت معماریمحور.
در میدکس ۱۴۰۴، مورفلور با یک دیوار و یک پنل بزرگ از سری دیساین حاضر شد؛ حضوری متمرکز که بهجای تعدد، بر قدرت یک اثر واحد تکیه داشت.
پنل همچون یک تابلوی مستقل در فضا قرار گرفت و دیوار غرفه نیز با اجرایی دستی و آرتیستی، به سطحی منحصربهفرد و بیانی هنری بدل شد.