مورفلور؛ آنچه گذشت.

خانم لعیا معرف بنیانگذار فقید مجموعه مورفلور در سال 1354 در شرق تهران و در خانواده ای متوسط متولد شد. دوران تحصیل او در بحبوحه جنگ ایران و عراق در دبستان فخامی شروع شد. تعطیلات پی در پی مدارس در دوران جنگ سبب شد مادر خانم معرف، خود آموزش او را به عهده بگیرد.

در سال 1368، پدر و مادر او در یک صانحه رانندگی جان باختند و تحصیلات مقدماتی خانم معرف در دوم راهنمایی متوقف ماند.

معرف در سن 16 سالگی به فرانسه، نزد دایی خود مهاجرت کرد و در مدرسه آمریکایی های پاریس ادامه تحصیل داد. پس از اتمام دوره برای تحصیل در ریاضیات محض، وارد اکول نرمال و شاگرد ریاضیدان معروف جرج اسکاندالیس شد. در سن 26 سالگی، مطالعات خانم معرف در زمینه توپولوژی جبری، وی را موفق به اثبات حدس ژوکویچ کرد. حدسی 70 ساله در مورد امکان پر کردن هر شکل با اشکال دلخواه، که توسط ژوکوویچ ریاضیدان لهستانی ارائه شده بود. با ادامه فعالیت ریاضی در زمینه رویه ­های آزاد، خانم معرف در سال 1383 از تز دکترای خود در مورد گره ­های توپولوژیک دفاع کرد.

علاقه زیاد دکتر معرف به دیزاین و فشن و البته تلاش برای امرار معاش سبب شد همزمان با تحصیل، در موسسه کوکو شنل پاریس بعنوان دستیار گریم شروع به کار کند. وی در 30 سالگی دستیار اجرایی کارل لاگرفلد، مدیر اجرایی شنل شد. همچنین موازی با فعالیت ریاضی در زمینه سطوح خم و ارتباط آنها با لباس و آناتومی بدن، همکاری مشترک معرف با میاکی، طراح ژاپنی نیز آغاز شد که فشن ویک 95 شنل در پاریس حاصل آن بود.

چونانکه خود خانم دکتر معرف همیشه از زندگی دوگانه خویش میگفت، او بانویی ایرانی بود که در مرزهای علم و هنر به پلی میان فشن و ریاضیات تبدیل شده بود. همانطور که در نامه ­ای خطاب به یکی از دوستانش چنین نوشته است:

“نمیدانم چرا مردم تا این حد ریاضیات را در برج عاج می­بینند. برای من اسکاندالیس، میاکی و لاگرفلد، همه یک نفرند. همه آنها لعیا معرفند. ریاضیات و هنر. اگر 10 بار دیگر به این دنیا می­ آمدم باز راهم، غیر از این نبود.”

لاگرفلد علاقه وافری به لعیا داشت. با اینکه از دنیای رسانه ­ها همیشه گریزان بود در مصاحبه ­ای، آشنایی با او را کشف یک نبوغ شرقی میداند.

سال 1385 با آشنایی و ازدواج با ماکس اسکاربری، کارخانه ­دار پارکت در تالین نقطه عطفی در زندگی معرف رقم خورد. زمانی برای همسو کردن تلاش های گوناگون او در ریاضیات و هنر؛ قضیه ژوکوویچ در ریاضیات، مفهوم لاکچری در دیزاین و یادگار تجربه چوب از پدر نجارش.

خانم معرف در 1387 ایده اجرای پارکت های چوبی با لبه ­های خم برای کف را با ماکس در میان گذاشت. پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان یک پلان را با پارکت هایی غیر مستطیلی بپوشانیم؟ البته قضیه ژوکوویچ، الگوریتم های لازم برای چیدمان نهایی چنین تایلهایی را در اختیار وی می­گذاشت.

بلافاصله برند پارکت بوله توسط ماکس در استونی ثبت و شروع به فعالیت کرد و تا 3 سال بعد غیر از نمایندگیهای اروپایی بوله، شعبه این شرکت در ویرجینیا افتتاح شد و با فعالیتی کمتر از 4 سال شرکت بوله به یکی از برندهای معتبر پارکت در دنیا تبدیل شد.

پارکت هایی که تولید انبوه نمیشد. بلکه بنا به پلان مشتری و مخصوص او با لبه ­هایی نه لزوما خطی، طراحی و تولید میشدند. ریاضیات فوق پیشرفته برای ساخت الگوریتم های محاسباتی کف­سازی در پلان های مختلف همراه با اتفاقی انقلابی و کاملا لوکس در صنعت پارکت، که البته همه اینها به علائق لوکس پسند معرف در دوران شنل نیز بسیار نزدیک بود.

در دست­ نوشته ­ای مربوط به سال 1393 لعیا چنین می­نویسد: “تقدیر برای من جنگ­آوری خواسته”. و چنین نیز بود. در همان سال، لعیا و ماکس از یکدیگر جدا شدند. با توجه به ثبت و مالکیت بوله توسط ماکس هیچ سهمی از شرکت بوله به دکتر معرف تعلق نگرفت. سپتامبر همان سال لعیا معرف راهی ایران شد. در همین سال در نامه ­ای به کارل لاگرفلد چنین نوشته است: ” اکنون قریب به 22 سال است که از کشورم دور بوده ­ام. کارل عزیز تو خوب میدانی که در این مدت هم در ریاضیات و هم در هنر به جاهایی رسیدم که شاید تعداد زنان کمی در دنیا چنین بوده باشند. به ایران بازمی­گردم. با همه نکبت و درگیریهایش. چه میشود کرد؟! برای من که مادر ندارم، البته وطن جایگزین خوبیست.”

این عزیمت کوچکترین تاثیری در میزان تلاش و عشق و عطش خانم معرف به زندگی و کار نداشت. از همان ابتدا فعالیت های مربوط به ساخت و تاسیس برندی ایرانی ولی کاملا لوکس برای ایده قدیمی خود را آغاز کرد. البته این بار در کنار ریاضیات و هنر، کوله ­باری از تجربه در صنایع چوب نیز اضافه شده بود. در 1397 معرف، برند و کارخانه پارکت با بروزترین ماشین­ آلات را ثبت و تاسیس کرد. پارکت مورفلور.

در دی ماه 1399 مجموعه مورفلور، داغدار این نابغه ایرانی شد. خانم دکتر معرف پس از درگیری یک ماهه با بیماری کوید، در بیمارستان خاتم الانبیاء تهران جان باخت.

 

والباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیر املا

مورفلور؛ اکنون.

هم اکنون دفتر مرکزی برند مورفلور در خانه کودکی خانم معرف مشغول به کار است. نام مورفلور غیر از تداعی نام خانوادگی لعیا معرف، ریشه در دغدغه­ های محیط زیستی این برند نیز دارد. ایده پارکتهای خم خانم معرف، غیر از خاص بودن، امکان قطع درخت کمتر را نیز فراهم می­کند. مطابقت اشکال تایل های پارکت از رویش طبیعی درختان و نتیجتا استفاده کمتر از درخت.

 

More floor per forest

 

کارخانه پارکت مورفلور با بیش از 30 پرسنل که اکثر آنها زن هستند مشغول به کار است. مورفلور با ظرفیت تولید سالانه 50000 متر مربع پارکت، بزرگترین تولید کننده پارکت در خاورمیانه است.

لعیا معرف با تاسیس تیم راگبی بانوان مورفلور با نام باشگاه گوزن زرد، سعی بر ادای دین بیشتر خود به زنان ایرانی کرد. این تیم تا کنون سه بار به قهرمانی کشور رسیده است و کماکان مشغول به فعالیت است.

فعالیتهای کنونی بنیاد مورفلور در بخشهای زیر چشم گیر است:

  • باشگاه راگبی بانوان گوزن زرد (غیر انتفاعی)
  • نهالستان مورفلور برای درختکاری در اراضی منابع طبیعی در جاده آبعلی (غیر انتفاعی)
  • بزرگترین تولید کننده پارکت چوبی در خاورمیانه
  • آکادمی صنایع چوبی مورفلور (غیر انتفاعی)

ما اعضای تیم مورفلور همگی معتقدیم پایه ریزی این برند، تنها با نبوغی چون معرف ممکن بوده است. به او عشق میورزیم کمااینکه به برندمان، مورفلور.